آدمی نمی دونه چی براش توی لحظه ی بعد پیش میاد.
مامان تقریبا جریان رو فهمید و امشب که تلفنی باهاش صحبت می کردم گفت اگه پسره خونه نداره من اجازه نمیدم باهاش ازدواج کنی.
درکش می کنم.خودمم قبلا همینو می گفتم.اما شرایط یه کم عوض شد. گاهی معیارو ملاک و الویت آدم عوض میشه اگر که آدم روبروت عوض شه، اگه احساست عوض شه
دلم تنگه.
گفتم شب حرف نزنیم اما یه کم عادت کردم.
برچسب: اینگونه بی تو ببین چنگ بر آسمان می زنم بی محابا,
نویسنده: ایلیا رستمی