
پریشب رو دوس داشتم خسته از دانشگاه و ثبت نام برگشتی قرار شد مترو دروازه دولت همو ببینیم. پالتو مشکیم رو پوشیدم با یه آرایش ساده و شال مشکی. عصبی بودم و استرس داشتم. همو دیدیم.یه کم خجالت کشیدم.انقلاب پیاده شدیم و قدم زنان تا دانشگاه تهران رفتیم. کافی شاپ رفتیم و یه دمنوش آویشن عسل و کیک شکلاتی سفارش دادیم.فضا یه کم برام غریب بود.شلوغ و دود سیگار. حرف زدیم از هر دری و اصل مطلب رو که در مورد گذشته و رابطه ی قبلی و مزاحمتی که آزارم می داد رو بهش گفتم. ظاهر آرومی داره. تا حرف نزنه نمیشه گفت توی فکرش چی می گذره. درکم کرد و اعتقاد به صداقت و وفاداری بعد از این ر...
ادامه مطلب